جستجو

آرشیو سرویس های خبری

«خدا» اگر ملاک باشد، دوربین آوینی و اسلحه صیاد، یک کارکرد پیدا می‌کنند! و یک کار می‌کنند! بی‌حکمت نیست اینکه در تقویم، شهادت این ۲ عزیز، ۲ صفحه کنار هم یا ۲ روز پشت‌بند هم را نشان می‌دهد! در دست تو، ناظر بر کارت، هر چه می‌خواهد باشد؛ کار باید برای رضای خدا باشد! برای خدا که باشد، آنوقت می‌شوی حکایت شهریاری شهید و افتخار غنی‌سازی ۲۰ درصد! این روزها «روز ملی فناوری هسته‌ای» هم هست!

اینفوفرهنگ - سرویس اجتماعی

دوربین راوی یا اسلحه مجاهد؟! چهره هنری یا وجهه نظامی؟! هنرمند و نقاش و نویسنده و مستندساز یا سرباز و سرهنگ و سردار و امیرسپهبد؟! لباس اسپرت آبی‌رنگ یا جامه خاکی رزم؟! خودکار یا فشنگ؟! قلم یا گلوله؟! بوم یا دیدگاه؟! پشت مانیتور یا بالای سنگر؟! حیاط حوزه هنری یا زمین صبحگاه دوکوهه؟! مطالعه هیچکاک یا جنگ در کردستان همراه کاک‌احمد؟! در حال تدوین یا مشغول شنیدن درددل بچه‌های تخریب؟! پالتوی شیک بلند یا اورکت ساده کوتاه؟! لَخت‌ترین زلف ممکن که با هر نسیم فکه، بر باد می‌رفت و پریشان می‌شد یا ساده‌ترین مو؟! ۲۰ فروردین ۷۲ یا ۲۱ فروردین ۷۸؟! آوینی یا صیاد؟! «هنر آن است که بمیری، پیش از آنکه بمیرانندت» یا «اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلک»؟! اصلا چرا این همه «یا»؟! بگو جفت‌شان و خودت را خلاص کن! برای «خدا» اگر باشد، هم «روایت فتح» به دل می‌نشیند، هم «فتح مرصاد»! آوینی قبل از دوربین، خدا را داشت! و صیاد هم قبل از تفنگ، خدا را داشت! خدا اگر معیار کار تو باشد، هیچ مهم نیست قلم داشته باشی یا گلوله! از سیم‌خاردار نفس اگر عبور کرده باشی، هیچ مهم نیست سرباز هنر باشی یا امیر ارتش! سردار هنر باشی یا سرباز ارتش! بزرگی چون آوینی باشی یا کوچک‌ترین افسر جنگ نرم! امیری چون صیاد باشی یا سرباز صفر! شب‌های «کربلای ۵» بولدوزرچی بر همان تکیه داده بود که علمدار همیشه خندان جبهه و جنگ، سردار سپاه اسلام، حاج‌حسین خرازی! آری! تکیه‌گاه اگر خدا باشد، تفاوتی میان پیرمرد ایستگاه صلواتی و احمد متوسلیان نیست! چه اینکه حاج‌احمد گمگشته ما، هر وقت به امثال این پیرمرد می‌رسید، می‌گفت: «ما آمده‌ایم اینجا، نوکر شما باشیماینکه خمینی گفت: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» یعنی آوینی برود پشت مانیتور، خدا را ببیند! و صیاد هم برود بلندای سنگر، خدا را ببیند! و این هر دو، خدا را دیدند که حتی بعد از اتمام جنگ هم، در باغ شهادت به روی‌شان بسته نشد! و مگر نه آنکه هم آوینی و هم صیاد، بعد از جنگ، جرعه‌نوش باده شهادت شدند؟! فرقی نمی‌کند روزگار جنگ باشد و تو مشغول جهاد در جزیره مجنون باشی یا بعد از جنگ، نشسته باشی پای مستندی از خیبر! چه آن روز و چه این روز و چه دیروز و چه امروز، کار باید برای «خدا» باشد! می‌خواهی نامزد انتخابات شوی؛ اگر برای خدا نیست، کاندیدا نشو! می‌خواهی از کاندیدایی حمایت کنی؛ اگر برای خدا نیست، حمایت نکن! دمیدن در تنور انتخابات یا حمایت از فلان نامزد و بهمان کاندیدا، هرگز به این معنی نیست که از توجه به خدا در رفتار و گفتارمان کم شود! در تنور داغ جنگ که گاه از شدت آتش، شب به روشنایی روز می‌شد، باز هم همه فکر و ذکر صیاد، خدا بود! در اوج کار «روایت فتح»، همه روایت آوینی از خدا بود! او حتی بولدوزر و بولدوزرچی را هم ذیل خدا تعریف می‌کرد! و حقا که همین بود! خرمشهر که آزاد شد، خمینی گفت خدا! و یوم‌الله ۹ دی که شد، خامنه‌ای هم گفت خدا! «خدا» اگر ملاک باشد، دوربین آوینی و اسلحه صیاد، یک کارکرد پیدا می‌کنند! و یک کار می‌کنند! بی‌حکمت نیست اینکه در تقویم، شهادت این ۲ عزیز، ۲ صفحه کنار هم یا ۲ روز پشت‌بند هم را نشان می‌دهد! در دست تو، ناظر بر کارت، هر چه می‌خواهد باشد؛ کار باید برای رضای خدا باشد! برای خدا که باشد، آنوقت می‌شوی حکایت شهریاری شهید و افتخار غنی‌سازی ۲۰ درصد! این روزها «روز ملی فناوری هسته‌ای» هم هست! شهدای صنعت هسته‌ای، اگر کارشان برای خدا نبود، به آن حجم خیره‌کننده از موفقیت نمی‌رسیدند! مدافعان حرم هم! اصولا آنچه جنگ سخت در دیار غربت به هدف دور نگه داشتن دشمن از خاک پاک وطن را برای آدمی آسان می‌کند، تأمین رضایت الهی است و الا، از دختربچه ۳ ساله شیرین‌زبان، مگر می‌توان دل برید؟! اینکه ناظر بر امنیت کشور، گرد یتیمی بر صورت این دختر نشسته باشد و خاک جنگ بر لباس سردار سلیمانی، اما بعضی‌ها در بزرگ‌ترین دروغ ممکن، این امنیت را محصول توافق «تقریبا هیچ» خود جا بزنند، با عرض معذرت یعنی غفلت از خدای بالای سر! پرخاش و عصبانیت و رفتار شنیع هم یعنی همین! همین که تو، خود را بزرگ‌تر از خدا ببینی! و کدخدا را هم! آن‌وقت کدخدا سرت کلاه می‌گذارد! و بی‌آنکه به وعده‌اش عمل کند، از تو مدام امتیاز می‌گیرد! و تحریم را که لغو نمی‌کند هیچ، مجدد هم تحریم می‌کند! پس حقوقدان بودن، اگر برای خدا نباشد، هیچ سودی در پی ندارد! شهید صیاد شیرازی، روزگاری «سرهنگ» بود و مدارج بالاتر و پایین‌تر را هم تجربه کرد اما آنجا که ذکر خدا در میان است، کم و زیاد این مقامات چه اعتباری دارد؟! نه! تیتر این یادداشت کاملا درست است! آوینی، مجاهدی بود که دوربین در دست داشت! و صیاد، هنرمندی بود که اسلحه! هنر صیاد آنجا بود که ستاره‌های درخشان روی دوشش را از خدا می‌دید! و جهاد آوینی آنجا بود که فهمید با فلان‌طور سبیل گذاشتن و بهمان‌طور کتاب دست گرفتن، هنرمند نمی‌شود! آری! جهاد «سید شهیدان اهل قلم» آنجا بود که همه مکتوبات نوشته شده بر اساس «حدیث نفس» را سوزاند! آتش زد و سوزاند؛ تا جز برای خدا، چیزی ننویسد! شگفتا! در بهشت‌ زهرا هم، حکایت صفحات تقویم، مزار این دو شهید، بسیار بهم نزدیک است! یادش بخیر! یادش بخیر آن روز خوش فروردینی که حضرت آقا با حضور خود در مراسم تشییع پیکر شهید آوینی، درس‌ها دادند به همه ما، ذیل پل حافظ! گفت: «گریه شام و سحر، شکر که ضایع نگشت؛ قطره باران ما، گوهر یک دانه شد»! و یادش بخیر آن دیگر روز خوش فروردین که «فرمانده کل قوا» بوسه بر پرچمی زدند که پیکر پاک صیاد را در آغوش منقش به الله خود گرفته بود؛ «شاهد عهد شباب، آمده بودش به خواب؛ باز به پیرانه‌سر، عاشق و دیوانه شد»!

نظر دادن

جدیدترین اخبار

  • فقدان الگوی مناسب؛ عامل جنایات مجازی

    اینفوفرهنگ فاطمه بهروز فخر: این روزها اگر خبرهای داغ فضای مجازی یا تیتر یک روزنامه‌ها را دنبال کنیم، با اتفاق غم‌انگیزی به‌نام خودکشی مواجه می‌شویم. هنوز چند روزی از خبر خودکشی دختر نوجوانی در گوشه‌ای از یک شهر نگذشته است که خیلی‌ها دلیل آن را اعتیادِ این روزهایِ نوجوانان و جوانان به فضای مجازی و در نتیجه‌ی آن گرفتار شدن در تلخی بی‌سرانجام بازی به نام نهنگ آبی می‌دانند.

    خلاء الگو سازی در مدارس

    اگرچه تاثیر بسیاری از جریان‌های شکل‌گرفته در فضای مجازی را در بروز چنین اتفاقاتی نمی‌توان نادیده گرفت، اما پی‌بردن به دلایل چنین اقدامات تلخ و ناگواری در سنین حساس نوجوانی و جوانی، نیازمند تحقیق و پژوهشی جامعه‌شناسانه است تا در نهایت با نگاهی آسیب‌شناسانه برای جلوگیری و پیشگیری از آن تدابیری اندیشیده شود

    مریم نراقی که سال‌ها در حوزه‌ی توانمندسازی زنان آسیب‌دیده فعالیت داشته است، خانواده را اولین الگوی نوجوان می‌داند و معتقد است:«بسیاری از کمبودها و خودکم‌بینی‌های نوجوانان ناشی از رفتارها و الگوهای نادرست خانواده است. وقتی روح نوجوان با محبتی اصیل و خالص که منشا آن در خانواده است روبه‌رو نشود، ناخودآگاه آن را در بیرون از بنیان خانواده که خالی از آسیب نیست، جست‌وجو می‌کند.»

    این مشاور و فعال اجتماعی در ادامه‌ سخنان خود گفت:«بعد از خانواده نیز، مدارس ما نقش و وظیفه‌ خطیری برعهده دارند. اما متاسفانه مدارس و نظام آموزش‌وپرورش ما تنها بر همان روش‌های سنتی و کلیشه‌ای سابق تکیه دارند که نه‌تنها فرصت شناخت خود را به نوجوانان نمی‌دهد، بلکه گاهی نیز باعث شناخت‌های ناقص و اشتباه می‌شوند.»

    وی افزود:«مدرسه و محیط آموزشی باید بستر مناسبی برای رشد و ایجاد فرصت‌هایی برای بروز و بسط استعدادهای نوجوان باشد، زیرا در غیر این‌صورت نوجوان برای شناخت خود و شناساندن خود به دیگران از روش‌هایی نامناسب استفاده می‌کند که گاهی در جامعه با عنوان ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی مواجه می‌شویم.»

    وادی بدون کنترل

    این روزها گسترش فضای مجازی و وسعت ارتباطات از جمله دلایل مهم افزایش ناهنجاری‌ها است. اگرچه نمی‌توان مانع استفاده و بهره‌مندی نوجوانان و جوانان از این فضا و امکانات آن شد، اما باید دانست که استفاده از چنین فضاها و امکاناتی مستلزم هوشیاری و مراقبتی کنترل‌شده است. علاوه بر خانواده‌ها و مسئولیت مهم‌شان در این زمینه، باید مسئولان و سازمان‌های ذی ربط فرهنگی را نیز دخیل دانست. تا وقتی برای نوجوان و جوانان برنامه‌های جایگزین جذابی وجود نداشته باشد، دنیای مجازی هر روز آن‌ها را در خودشان غرق می‌کند. برای مثال اگر آمارها و مصادیق نشان می‌دهند که سن بلوغ در نوجوانان کاهش پیدا کرده است و آن‌ها به تماشای فیلم‌ها و برنامه‌های جنسی متمایل‌تر شده‌اند، باید پرسید برای جایگزینی و دور کردن آن‌ها از چنین فضایی، چه تدابیری اندیشیده و چه برنامه‌هایی جایگزین شده است؟

    باید بدانیم که افزایش ناهنجاری‌ها و اتفاقات تلخی که تیتر اول روزنامه‌ها می‌شوند، متوجه تمام افراد جامعه است و همه علاوه بر آنکه بر بروز آن دخیل هستیم اما می‌توانیم با بهره‌گیری از روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و حتی قشر دانشگاهی و فرهنگی که داعیه‌دار دغدغه‌های ارزشی و مذهبی هستند با داشتن برنامه‌ای جامع در جهت سالم‌سازی فضای فراغتی نوجوانان گام برداریم و چهارچوب فکری و روحی این قشر را که سرمایه‌های جامعه هستند، سالم نگاه داریم.

  • تریبون انقلابی؛چشم انتظار تحول

    اینفوفرهنگ - نفیسه زارعی:روزهای تب و تاب انقلاب و درست در زمان مواجه جریانهای ضدونقیض­ های سیاسی که گاهی به واسطه تحرکاتشان، بیم فروپاشی نظام‌نوپا را به ذهن نزدیک می­کردند، یکی از کاربردی­ترین ابزار در ایجاد مفاهمه مشترک از ارزش­های این نظام، رسانه ه­ای مردمی و زنده به نام نماز جمعه بود.

    بزرگترین نمود تشیع انقلابی در روزهای دهه شصت و در دانشگاه تهران نمود پیدا می­کرد، وقتی جمعیتی به هم­ فشرده تنگاتنگ هم در صف­ های نماز می­ ایستادند و خطیب با حرارت جریان­­ شناسی سیاسی و عبادی را برای ایشان تبیین می­کرد.از همین جا بود که ماشین ترور مجاهدین خلق فعالانه برای تخریب نماز جمعه و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم انقلابی که صبح­ های جمعه سجاده به دست به محل اقامه نماز می­ آمدند، کارش را آغاز کرد و این به معنای بُرد بالای نماز جمعه در ایجاد بصیرت، وحدت و حفظ انسجام در نظام اسلامی بود.

    بررسی سیر عملکرد تریبون نماز جمعه در دهه­ های گوناگون انقلاب چه در روزهای خطبه­ های آتشین رهبر معظم انقلاب و یا خطابه­ های حجت­الاسلام هاشمی رفسنجانی به عنوان امام جمعه ه­ای که تا پیش از فتنه 88، یکی از مؤثرترین خطیبان جمعه بود و حتی امروز که دیگر محل اقامه نماز برای رعایت کیفیت حال نمازگزاران بنا به فصول گوناگون تغییر می­کند، نشان از انفعال نسبی آن دارد. انفعالی که حالا منجر شده تا قشر جوان کمتر خود را موظف به حضور در نماز بدانند.

    البته نمازهای جمعه ه­ایی مثل نمازهایی که به امامت رهبر انقلاب اقامه می­شود از این قاعده مستثنی است؛ زیرا ویژگی عمده پویایی و مسائل مطروحه در خلال این نمازهای خاص عاملی برای جذب همه اقشار به حساب می­آید. نگاه به این عملکرد ضرورت تغییراتی را در سیاست‌گذاری­ های خرد و کلان ستاد نماز جمعه به ذهن نزدیک می­کند؛ ستادی که باید از شائبه­ های جریانات سیاسی چپ و راست به دور باشد و در فضای انقلاب تصمیم­گیری نموده و آن را از طریق نماز جمعه به مردم در سراسر کشور منتقل کند و خود در این فضا جریان­ساز و نقش ­آفرین باشد. درست مثل روزهای دهه 60 که جریان­سازی شناخت شبکه نفاق، ایجاد و هدایت جریانات سیاسی و فرهنگی و اموری از این دست در نماز جمعه اتفاق می‌افتاد.

    لزوم جوان­گرایی و ورود اندیشه های جدید که بارها در سطوح مختلف رهبر معظم انقلاب به آن در حوزه­ های گوناگون تأکید داشته­ اند، این‌بار به صورتی جدی در زمینه برگزاری نماز عبادی سیاسی جمعه احساس می­شود. این مسئله از ائمه جماعات تا مخاطبین آن‌ها، یعنی از رأس هرم تا پایین را  دربر می‌گیرد.

    شورای سیاست­گذاری ائمه جماعات با اتخاذ موضعی جوان­گرایانه و درعین حال انقلابی، باید در مسیر تحول گام بردارد، استفاده از علمایی که شیوه ­های جذب جوانان انقلابی را برای جریان­سازی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی می­دانند نظیر آیت‌الله سید محمد مهدی میرباقری، حجت­ الاسلام والمسلمین غلامرضا قاسمیان،حجت‌الاسلام و المسلمین سید علی خمینی و شخصیت­هایی از این دست که با نگاه به مباحث و منابر خاص­شان می­توان به ظرفیت غنی و پربار علمی آن‌ها پی برد و به نوعی شکوفایی اصل مهم کادرسازی به سبک انقلاب اسلامی را در این دهه به عینه مشاهده کرد.

    البته در آن روی سکه جریانات سیاسی خاص، نظیر طیف اصلاحات و وابستگان آن هم در این حوزه ورود کرده‌اند و زمزمه­ های استفاده از شخصیت­هایی که با بررسی عملکرد علمی، فرهنگی و سیاسی­ شان عدم اقبال عمومی و به­ویژه نسل جوان به آن‌ها به چشم می­خورد در این جناح و رسانه­ های مرتبط با آن‌ها روایت­گر عزم جزم ایشان است.

    نکته قابل توجه این است که گزینه ­های مطرح شده از سوی این قشر عمدتا افرادی هستند که ناخودآگاه در جریانات گوناگون برای پرکردن خلأ عدم وجود شخصیت­های کاریزماتیک به آن‌ها متوسل می­شوند و در نهایت در چند بازی اخیر اصلاحات، پرده از روی حقیقت برداشته می­شود که آن‌ها تنها متضمن حیات سیاسی جریانی هستند که در فتنه 88 منزوی شده و بعد از انتخابات 96  علی­رغم امیدهای زیاد به بی­ مهری‌های نسبی دولت اعتدال گرفتار آمدند. از جمله این اشخاص حجت­ السلام سیدحسن خمینی و حجت‌الاسلام علی ­اکبر ناطق نوری هستند که در مقاطعی مثل انتخابات خبرگان رهبری و مانند آن مورد توجه این جناح واقع شدند. نکته دیگر این که باید از این افراد سوال کرد که در این چندین سال کجا بودند و چرا حال که صحبت از جوانگرایی در نماز جمعه است، در صحنه حاضر شده‌اند و هر روز شخصی را به عرصه رسانه میفرستند تا از لزوم حضور این حضرات صحبت کند.

    قطعا استفاده از ظرفیت­های انقلابی، مُقوِم یکی از مهمترین اجتماعات سیاسی عبادی مسلمانان است، اجتماعی که می­توان تاریخ­ساز و تصمیم­ساز  باشد و بر همین اساس در برنامه ­ریزی و سیاست­گذاری با نگاه­های آلوده سیاسی و یا نگاهی منفعلانه از کارکردهای اصلیش کاسته شود.

  • نئولیبرالیسم، انسانیت انسان را خدشه‌دار کرد

    کاهش مالیات‌های عظیم ثروتمندان، خرد کردن اتحادیه‌های کارگری، کاهش مسکن دولتی، مقررات‌زدایی، خصوصی‌سازی، برون‌سپاری، رقابت در خدمات عمومی؛ همه و همه توسط متفکر اصلی نئولیبرالیسم یعنی فردریش فون‌هایک و نظرات او ارائه شده‌اند.

    ادامه مطلب...
  • تهیه‌کننده «ماجرای نیمروز» پشت دوربین فیلم مستند «قالیباف»

    سیدمحمود رضوی تهیه‌کننده سینما، مستند تبلیغاتی «قالیباف» را می‌سازد.

    ادامه مطلب...
  • جریمه هر ساعت تردد بدون طرح ترافیک

    رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس راهور گفت: رانندگان به ازای هر ساعت تردد بدون مجوز طرح ترافیک در محدوده طرح، ۲۰ هزار تومان جریمه می‌شوند.

    ادامه مطلب...