ولنگاری فرهنگی؛ ریشه‌شناسی یک معضل

سه شنبه, 19 بهمن 1395 ساعت 11:52

اینفو فرهنگ - مهدی جمشیدی
رهبر انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس شورای اسلامی و همچنین اعضای هیأت دولت در سال جاری، تعبیر شفاف و درخور تأمّلی را دربارۀ جهان فرهنگی از نظر چگونگی هدایت‌گری فرهنگی به کار بردند: «ولنگاری فرهنگی».  برداشت ایشان این است که جهان فرهنگی ما در زمینۀ تولید کالاهای فرهنگیِ نافع و ممانعت از نشر کالاهای فرهنگی مضرّ، دچار ولنگاری است.

ولنگاری بدان معناست که مناسبات فرهنگی در این‌باره، از قواعد و ضوابط مشخصی تبعیّت نمی‌کند و به حال خود، وانهاده و رها است. به بیان دیگر، تولید و عرضۀ کالای فرهنگی، بی‌چارچوب و بی‌معیار است و یا اگر ملاک‌ها و مناط‌هایی وجود دارد، آن‌گونه که باید به اجرا درنمی‌آید و قالب‌های طراحی شده و رسمی، از صفحۀ اسناد و قوانین و یا عرصۀ سخنرانی‌ها و خطابه‌ها، فراتر نرفته و بر جهان فرهنگی سایه نمی‌افکنند.
 
بدیهی است که این وضع ناخوشایند، از یک نقص و ضعف حاکمیّتی حکایت می‌کند؛ چراکه این مسئولیّت بر عهدۀ ناظم سیاسی است و نهادهای فرهنگیِ رسمی باید بر تولید و عرضۀ کالاهای فرهنگی مسلط باشند و به ایفای نقش‌های هدایتی و نظارتی بپردازند، تا جهان فرهنگی دچار ولنگاری و هرج و مرج و اغتشاش نشود. بنابراین، نگاه انتقادی و آسیب‌شناسانه‌ای که از آن سخن رفت، معطوف به عملکرد نهادهای فرهنگیِ حاکمیّتی است و کارنامۀ آن‌ها را به چالش می‌کشد. این مسأله - یعنی عملکرد نهادهای فرهنگیِ حاکمیّتی- در طول دو دهۀ اخیر، همواره محل بحث و مناقشه بوده است و پیرامون آن، جبهه‌بندی‌های مختلفی صورت گرفته است. با این حال، همچنان مجادلات و مباحثات گذشته و مقدّماتی، جاری است و گام‌های بلندی به جلو برداشته نشده است.
 
آن‌چه تاکنون گفته شد، در حکم مقدّمه‌ای است بر مطلب بنیادی‌تری که از پی می‌آید، و آن چاره‌اندیشی برای اصلاح عملکرد نهادهای فرهنگیِ رسمی. دریافتیم که درمان را از کدام نقطه آغاز کنیم، اما پس از این، باید مشخص کنیم که نسبت به این نقطه، چه باید کنیم. پرسش «چه باید کرد؟»، پرسش ابتدایی نیست، بلکه پیش از آن، باید کاستی‌ها و کژی‌های نهادهای فرهنگیِ رسمی را بیابیم و بشناسیم. با چنین شناختی، چاره‌ها و علاج‌ها نیز نمایان می‌شوند و مشخص می‌گردد که باید به این تن رنجور، چه داروی شفابخشی را خورانید.
 
تحلیل انتقادی نهادهای فرهنگیِ رسمی را می‌توان در دو لایه انجام داد: لایۀ ساختاری و لایۀ عاملیّتی. نهادهای فرهنگیِ رسمی، مشتمل بر عاملان و کارگزاران فرهنگی از یک سو، و ساختارها و خُرده‌ساختارها از سوی دیگر هستند. منطق اقتضاء می‌کند که این دو را از یکدیگر تفکیک کنیم و هر یک را به صورت جداگانه، مطالعه نماییم. در این‌جا مقصود از عاملیّت‌های فرهنگی، آن دسته از تصمیم‌گیران و مدیران حاکمیّتی هستند که تدبیر جهان فرهنگی را بر عهده دارند. تحلیل ساختارهای فرهنگی در درون حاکمیّت سیاسی نیز یا نهادها و سازمان‌های فرهنگی را در برمی‌گیرد و یا سیاست‌ها و نظریه‌ها و اندیشه‌ها را. در مقام مطالعۀ انتقادی مدیران و کارگزاران فرهنگی باید به فقراتی اشاره کرد که بر ذهن و عمل آن‌ها سایه افکنده و موجب استقرار وضع ولنگارانه در جهان فرهنگی شده‌اند.
 
* آسیب جدایی دین و دولت
نخستین آسیب در این قلمرو، برداشت سکولاریستی از نقش‌آفرینی حاکمیّت سیاسی در جهان فرهنگی است؛ به این معنی که تصور می‌شد دیانت، امری شخصی و خصوصی است و دولت نباید در آن مداخله کند و یا اگر هم امری اجتماعی و عمومی است، بر عهدۀ حوزه‌‌های علمیّه و عالمان دینی است که ارزش‌های اسلامی را در جهان فرهنگی مستقر گرداند و بر تقیّد مردم به آموزه‌های اسلامی بیفزایند. روشن است که چنین برداشتی، صورت مسأله را پاک می‌کند و دین را در جهان فرهنگی، تنها می‌گذارد و میان دین و دولت، شکافی پُرنشدنی ایجاد می‌کند. باور یا عدم باور مدیران فرهنگی به تکالیف دینی دولت، سرنوشت بحث را به صورت بنیادی تغییر می‌دهد و به همین دلیل در سرآغاز بحث، به آن اشاره می‌کنیم. از جمله پُردامنه‌ترین منازعات و کشمکش‌های فرهنگی در طول دهه‌های اخیر، ناظر به همین مقوله بوده است، چنان‌چه برخی از مدیرانی که در قدرت قرار گرفتند چون به باور دست نیافته بودند، اهتمام به مداخلات ارزشی و دین‌گرایانه در جهان فرهنگی و برنامه‌ریزی بر اساس تعریف ایدئولوژیک و اسلامی از نافع و مضرّ نداشتند. اینان به فرهنگ از منظری بوروکراتیک و صوری نگریستند و به غایات و مقاصد دینی، چندان بهایی ندادند.
 
* آسیب برداشت لیبرالیستی از اسلام
آسیب شایع دیگر این است که برخی از کارگزاران فرهنگی، هر چند قائل به این هستند که دولت اسلامی باید به صورت جدّی و مستقیم، نسبت به بسط و تحقّق ارزش‌های اسلامی در جامعه، اهتمام بورزد و وظایف خود را در حوزۀ مسائل مادّی و معیشتی منحصر نسازد، اما تلقی آن‌‌ها از ارزش‌های اسلامی، تساهل‌گرایانه و اباحی‌گرانه است. به عبارت دیگر، برخی از کارگزاران فرهنگی، برداشتی لیبرالیستی از اسلام دارند و اسلام را آن‌گونه تفسیر می‌کنند که با آموزه‌های لیبرالیسم، تا حدّی سازگار و موافق افتد. رهیافت «اسلام رحمانی»، از مصادیق عمده و برجستۀ چنین برداشتی است. به این ترتیب، این قبیل کارگزاران بر ارزش‌های اسلامی تکیه می‌کنند و خود را نسبت به آن‌ها وفادار نشان می‌دهند، اما مقصود آن‌ها از ارزش‌های اسلامی، تلقی لیبرالیستی از اسلام است، نه اسلام ناب و عاری از التقاط و انحراف. اینان تلقی‌های خالص و حقیقی از اسلام را تنگ‌نظرانه و بسته و متحجّر می‌خوانند و معتقدند که باید با اقتضائات جهان جدید و انسان معاصر هماهنگ شد و در گذشته، متوقف نماند، اما آن‌چه که آن‌ها تفاسیر متحجّرانه از اسلام می‌‌خوانند، آن اسلامی است که لیبرالیسم را اصل و معیار نمی‌انگارد و از اصطکاک و ناسازگاری ارزش‌های اسلام با لیبرالیسم نمی‌هراسد و تجدّد سکولار را همچون امری جبری و اجتناب‌ناپذیر تصور نمی‌کند.
 
بر این اساس، می‌توان گفت از آن‌جا که اسلام التقاطی به تمام ارزش‌های اسلامی پایبند نیست و قائل به تطبیق اسلام با لیبرالیسم است، موجبات غلبۀ وضع ولنگاری در جهان فرهنگی را فراهم می‌کند. این واقعیّت به طور خاص از آن جهت اهمیّت دارد که لیبرالیسم به سبب دلالت‌های اباحی‌گرانه و فردمحوارانۀ خویش، جهان فرهنگی را دچار ابتذال و آزادی‌های حیوانی و بی بندوباری می‌سازد.
 
* آسیب عدم ورود نهادهای علمی و معرفتی به مسئله
اما تحلیل در لایۀ ساختاری، بخش دوم از این تحلیل انتقادی است که ساختارهای ذهنی و عینی را دربرمی‌گیرد. مقصود از ساختارهای ذهنی، نظریه‌ها و سیاست‌ها و برنامه‌های فرهنگی است، و ساختارهای عینی نیز حکایت از سازمان‌ها و نهادهای رسمی دارند که در جهان فرهنگی مداخله می‌کنند. در لایۀ ساختارهای ذهنی، ما دچار کاستی‌ها و خلاءهای فراوانی هستیم، به طوری‌که برای فهم جهان فرهنگ و تدبیر و تصرّف در آن، نظریه‌پردازی و تولید فکر انجام نشده است و داشته‌های ما، اغلب از پاره‌ای کلیّات فراتر نمی‌رود. این در حالی است که ساختن جهان فرهنگی به صورت مطلوب و ایده‌آل، به قطع محتاج نظریه و اندیشه است و فارغ از این، هر اقدامی که انجام شود، یا التقاطی و کج‌روانه است، و یا سطحی و قشری. اگر سندهایی نیز در قالب سیاست فرهنگی از سوی نهادهای فرهنگی نگاشته شده است، به دلیل این‌که پشتوانۀ نظری درخور توجهی ندارند و احکام و آموزه‌های مندرج در آن‌ها، آن‌چنان که باید مستدل نشده‌اند با پرسش‌ها و ابهامات و اشکالاتی از سوی منتقدان و مجریان روبرو می‌شوند و از این‌رو، اتقان و استحکام‌شان تا حدّی مخدوش می‌گردد. می‌توان و باید از متن اسلام، سیاست فرهنگیِ دین‌گرایانه را استخراج و استنباط کرد تا دولت اسلامی در مقام عمل، به سراغ مکاتب و ایدئولوژی معارض نرود و از آن‌ها خوشه‌چینی و اقتباس نکند.
 
این تکلیف بر عهدۀ حوزه‌های علمیّه و دانشگاه‌های علوم انسانی بوده است، اما این دو نهاد علمی و معرفتی، از پرداختن به چنین امر ضروری و اساسی‌ای غفلت کرده‌اند. اگر ولنگاری فرهنگی به معنی تولید نکردن کالاهای فرهنگیِ نافع است، در ابتدا باید مشخص شود که ملاک و معیار نافعیّت کالای فرهنگی چیست و کالای فرهنگیِ نافع، چه اوصاف و خصایصی دارد. اگر ولنگاری فرهنگی به معنی جلوگیری کردن از کالاهای فرهنگی مضرّ است، گام نخست این است که این اقدام که ناظر به به اعمال محدودیّت و ممنوعیّت و سلب برخی آزادی‌ها است، توجیه و اثبات شود و روشن گردد که اسلام چه حدود و قیودی را برای آزادی در جهان فرهنگی لحاظ کرده است و آزادی در اسلام، با آزادی در مکاتب و ایدئولوژی‌های دیگر، چه تفاوت‌هایی دارد.
 
* آسیب کم‌تحرکی نهادهای فرهنگی
بخشی از آسیب‌ها نیز برخاسته از ساختارهای عینی و یا نهادها و سازمان‌های فرهنگی است. این قبیل نهادها و سازمان‌های رسمی، به ساختارهای غول‌پیکری تبدیل شده‌اند که با وجود کم‌تحرّکی و کم‌بازدهی، امکانات و مقدورات فراوانی را در اختیار خود گرفته‌اند، در حالی‌که باید فضایی را نیز برای فعّالان و ساختارهای فرهنگیِ غیررسمی و غیردولتی در نظر گرفت و به صورت خاص، تولید کالاهای فرهنگیِ نافع را از آن‌ها مطالبه کرد و ساختارهای رسمی را بر امر سیاست‌گذاری و نظارت متمرکز نمود. در این وضع، استعدادهای خلّاق، شکوفا می‌شوند و علایق و انگیزه‌های اسلامی - انقلابی به میدان می‌آیند و در روندی غیربوروکراتیک و رقابتی، کالاهای فرهنگیِ نافع با محتوایی فاخرتر و کیفی‌تر تولید می‌شوند. دستوری که رهبر انقلاب به شورای‌عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر نقش «مکمل» و «تسهیل‌گیر» در فعالیت‌های خودجوش و فراگیر مردمی عرصه‌ی فرهنگ داده‌اند، در همین راستا قابل ارزیابی است.
 
* سخن آخر
انقلاب اسلامی، بر باورها و عقاید ارزشی توده‌های مردم استقرار دارد و از عمق نگاه و علایق دینی آن‌ها برخاسته است. از طرف دیگر، سرنوشت جهان فرهنگی وابسته به کالاهای فرهنگی‌ای است که در این جهان، تولید و بازتولید می‌شوند، به گونه‌ای که مصرف کالاهای فرهنگی می‌تواند بر ارزش‌های فرد، تأثیر سلبی یا ایجابی بنهد و آن‌ها را تثبیت یا دگرگون کند. از این‌رو، مسامحه و سهل‌انگاری در تولید کالای فرهنگی نافع و جلوگیری از تولید کالاهای فرهنگیِ مضرّ، بسیار ویرانگر است و سبب‌ساز شکل‌گیری رخنه در جهان فرهنگی می‌شود. رخنه‌های فرهنگی نیز - آن‌چنان که رهبر انقلاب می‌گویند- به آسانی علاج نمی‌شوند، بلکه زمان و توان فراوانی را می‌فرسایند. بنابراین میان ولنگاری فرهنگی در زمینۀ کالاهای فرهنگی، و پدید آمدن رخنۀ فرهنگی، ارتباط مستقیم وجود دارد، و دشمن نیز برای ایجاد رخنه در جهان فرهنگی ما، چاره‌ای جز به وجود آوردن تغییر در ذائقه و مصرف فرهنگی و رواج دادن کالاهای فرهنگیِ مضرّ و مخرّب ندارد.

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

جدیدترین اخبار

  • فقدان الگوی مناسب؛ عامل جنایات مجازی

    اینفوفرهنگ فاطمه بهروز فخر: این روزها اگر خبرهای داغ فضای مجازی یا تیتر یک روزنامه‌ها را دنبال کنیم، با اتفاق غم‌انگیزی به‌نام خودکشی مواجه می‌شویم. هنوز چند روزی از خبر خودکشی دختر نوجوانی در گوشه‌ای از یک شهر نگذشته است که خیلی‌ها دلیل آن را اعتیادِ این روزهایِ نوجوانان و جوانان به فضای مجازی و در نتیجه‌ی آن گرفتار شدن در تلخی بی‌سرانجام بازی به نام نهنگ آبی می‌دانند.

    خلاء الگو سازی در مدارس

    اگرچه تاثیر بسیاری از جریان‌های شکل‌گرفته در فضای مجازی را در بروز چنین اتفاقاتی نمی‌توان نادیده گرفت، اما پی‌بردن به دلایل چنین اقدامات تلخ و ناگواری در سنین حساس نوجوانی و جوانی، نیازمند تحقیق و پژوهشی جامعه‌شناسانه است تا در نهایت با نگاهی آسیب‌شناسانه برای جلوگیری و پیشگیری از آن تدابیری اندیشیده شود

    مریم نراقی که سال‌ها در حوزه‌ی توانمندسازی زنان آسیب‌دیده فعالیت داشته است، خانواده را اولین الگوی نوجوان می‌داند و معتقد است:«بسیاری از کمبودها و خودکم‌بینی‌های نوجوانان ناشی از رفتارها و الگوهای نادرست خانواده است. وقتی روح نوجوان با محبتی اصیل و خالص که منشا آن در خانواده است روبه‌رو نشود، ناخودآگاه آن را در بیرون از بنیان خانواده که خالی از آسیب نیست، جست‌وجو می‌کند.»

    این مشاور و فعال اجتماعی در ادامه‌ سخنان خود گفت:«بعد از خانواده نیز، مدارس ما نقش و وظیفه‌ خطیری برعهده دارند. اما متاسفانه مدارس و نظام آموزش‌وپرورش ما تنها بر همان روش‌های سنتی و کلیشه‌ای سابق تکیه دارند که نه‌تنها فرصت شناخت خود را به نوجوانان نمی‌دهد، بلکه گاهی نیز باعث شناخت‌های ناقص و اشتباه می‌شوند.»

    وی افزود:«مدرسه و محیط آموزشی باید بستر مناسبی برای رشد و ایجاد فرصت‌هایی برای بروز و بسط استعدادهای نوجوان باشد، زیرا در غیر این‌صورت نوجوان برای شناخت خود و شناساندن خود به دیگران از روش‌هایی نامناسب استفاده می‌کند که گاهی در جامعه با عنوان ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی مواجه می‌شویم.»

    وادی بدون کنترل

    این روزها گسترش فضای مجازی و وسعت ارتباطات از جمله دلایل مهم افزایش ناهنجاری‌ها است. اگرچه نمی‌توان مانع استفاده و بهره‌مندی نوجوانان و جوانان از این فضا و امکانات آن شد، اما باید دانست که استفاده از چنین فضاها و امکاناتی مستلزم هوشیاری و مراقبتی کنترل‌شده است. علاوه بر خانواده‌ها و مسئولیت مهم‌شان در این زمینه، باید مسئولان و سازمان‌های ذی ربط فرهنگی را نیز دخیل دانست. تا وقتی برای نوجوان و جوانان برنامه‌های جایگزین جذابی وجود نداشته باشد، دنیای مجازی هر روز آن‌ها را در خودشان غرق می‌کند. برای مثال اگر آمارها و مصادیق نشان می‌دهند که سن بلوغ در نوجوانان کاهش پیدا کرده است و آن‌ها به تماشای فیلم‌ها و برنامه‌های جنسی متمایل‌تر شده‌اند، باید پرسید برای جایگزینی و دور کردن آن‌ها از چنین فضایی، چه تدابیری اندیشیده و چه برنامه‌هایی جایگزین شده است؟

    باید بدانیم که افزایش ناهنجاری‌ها و اتفاقات تلخی که تیتر اول روزنامه‌ها می‌شوند، متوجه تمام افراد جامعه است و همه علاوه بر آنکه بر بروز آن دخیل هستیم اما می‌توانیم با بهره‌گیری از روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و حتی قشر دانشگاهی و فرهنگی که داعیه‌دار دغدغه‌های ارزشی و مذهبی هستند با داشتن برنامه‌ای جامع در جهت سالم‌سازی فضای فراغتی نوجوانان گام برداریم و چهارچوب فکری و روحی این قشر را که سرمایه‌های جامعه هستند، سالم نگاه داریم.

  • تریبون انقلابی؛چشم انتظار تحول

    اینفوفرهنگ - نفیسه زارعی:روزهای تب و تاب انقلاب و درست در زمان مواجه جریانهای ضدونقیض­ های سیاسی که گاهی به واسطه تحرکاتشان، بیم فروپاشی نظام‌نوپا را به ذهن نزدیک می­کردند، یکی از کاربردی­ترین ابزار در ایجاد مفاهمه مشترک از ارزش­های این نظام، رسانه ه­ای مردمی و زنده به نام نماز جمعه بود.

    بزرگترین نمود تشیع انقلابی در روزهای دهه شصت و در دانشگاه تهران نمود پیدا می­کرد، وقتی جمعیتی به هم­ فشرده تنگاتنگ هم در صف­ های نماز می­ ایستادند و خطیب با حرارت جریان­­ شناسی سیاسی و عبادی را برای ایشان تبیین می­کرد.از همین جا بود که ماشین ترور مجاهدین خلق فعالانه برای تخریب نماز جمعه و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم انقلابی که صبح­ های جمعه سجاده به دست به محل اقامه نماز می­ آمدند، کارش را آغاز کرد و این به معنای بُرد بالای نماز جمعه در ایجاد بصیرت، وحدت و حفظ انسجام در نظام اسلامی بود.

    بررسی سیر عملکرد تریبون نماز جمعه در دهه­ های گوناگون انقلاب چه در روزهای خطبه­ های آتشین رهبر معظم انقلاب و یا خطابه­ های حجت­الاسلام هاشمی رفسنجانی به عنوان امام جمعه ه­ای که تا پیش از فتنه 88، یکی از مؤثرترین خطیبان جمعه بود و حتی امروز که دیگر محل اقامه نماز برای رعایت کیفیت حال نمازگزاران بنا به فصول گوناگون تغییر می­کند، نشان از انفعال نسبی آن دارد. انفعالی که حالا منجر شده تا قشر جوان کمتر خود را موظف به حضور در نماز بدانند.

    البته نمازهای جمعه ه­ایی مثل نمازهایی که به امامت رهبر انقلاب اقامه می­شود از این قاعده مستثنی است؛ زیرا ویژگی عمده پویایی و مسائل مطروحه در خلال این نمازهای خاص عاملی برای جذب همه اقشار به حساب می­آید. نگاه به این عملکرد ضرورت تغییراتی را در سیاست‌گذاری­ های خرد و کلان ستاد نماز جمعه به ذهن نزدیک می­کند؛ ستادی که باید از شائبه­ های جریانات سیاسی چپ و راست به دور باشد و در فضای انقلاب تصمیم­گیری نموده و آن را از طریق نماز جمعه به مردم در سراسر کشور منتقل کند و خود در این فضا جریان­ساز و نقش ­آفرین باشد. درست مثل روزهای دهه 60 که جریان­سازی شناخت شبکه نفاق، ایجاد و هدایت جریانات سیاسی و فرهنگی و اموری از این دست در نماز جمعه اتفاق می‌افتاد.

    لزوم جوان­گرایی و ورود اندیشه های جدید که بارها در سطوح مختلف رهبر معظم انقلاب به آن در حوزه­ های گوناگون تأکید داشته­ اند، این‌بار به صورتی جدی در زمینه برگزاری نماز عبادی سیاسی جمعه احساس می­شود. این مسئله از ائمه جماعات تا مخاطبین آن‌ها، یعنی از رأس هرم تا پایین را  دربر می‌گیرد.

    شورای سیاست­گذاری ائمه جماعات با اتخاذ موضعی جوان­گرایانه و درعین حال انقلابی، باید در مسیر تحول گام بردارد، استفاده از علمایی که شیوه ­های جذب جوانان انقلابی را برای جریان­سازی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی می­دانند نظیر آیت‌الله سید محمد مهدی میرباقری، حجت­ الاسلام والمسلمین غلامرضا قاسمیان،حجت‌الاسلام و المسلمین سید علی خمینی و شخصیت­هایی از این دست که با نگاه به مباحث و منابر خاص­شان می­توان به ظرفیت غنی و پربار علمی آن‌ها پی برد و به نوعی شکوفایی اصل مهم کادرسازی به سبک انقلاب اسلامی را در این دهه به عینه مشاهده کرد.

    البته در آن روی سکه جریانات سیاسی خاص، نظیر طیف اصلاحات و وابستگان آن هم در این حوزه ورود کرده‌اند و زمزمه­ های استفاده از شخصیت­هایی که با بررسی عملکرد علمی، فرهنگی و سیاسی­ شان عدم اقبال عمومی و به­ویژه نسل جوان به آن‌ها به چشم می­خورد در این جناح و رسانه­ های مرتبط با آن‌ها روایت­گر عزم جزم ایشان است.

    نکته قابل توجه این است که گزینه ­های مطرح شده از سوی این قشر عمدتا افرادی هستند که ناخودآگاه در جریانات گوناگون برای پرکردن خلأ عدم وجود شخصیت­های کاریزماتیک به آن‌ها متوسل می­شوند و در نهایت در چند بازی اخیر اصلاحات، پرده از روی حقیقت برداشته می­شود که آن‌ها تنها متضمن حیات سیاسی جریانی هستند که در فتنه 88 منزوی شده و بعد از انتخابات 96  علی­رغم امیدهای زیاد به بی­ مهری‌های نسبی دولت اعتدال گرفتار آمدند. از جمله این اشخاص حجت­ السلام سیدحسن خمینی و حجت‌الاسلام علی ­اکبر ناطق نوری هستند که در مقاطعی مثل انتخابات خبرگان رهبری و مانند آن مورد توجه این جناح واقع شدند. نکته دیگر این که باید از این افراد سوال کرد که در این چندین سال کجا بودند و چرا حال که صحبت از جوانگرایی در نماز جمعه است، در صحنه حاضر شده‌اند و هر روز شخصی را به عرصه رسانه میفرستند تا از لزوم حضور این حضرات صحبت کند.

    قطعا استفاده از ظرفیت­های انقلابی، مُقوِم یکی از مهمترین اجتماعات سیاسی عبادی مسلمانان است، اجتماعی که می­توان تاریخ­ساز و تصمیم­ساز  باشد و بر همین اساس در برنامه ­ریزی و سیاست­گذاری با نگاه­های آلوده سیاسی و یا نگاهی منفعلانه از کارکردهای اصلیش کاسته شود.

  • نئولیبرالیسم، انسانیت انسان را خدشه‌دار کرد

    کاهش مالیات‌های عظیم ثروتمندان، خرد کردن اتحادیه‌های کارگری، کاهش مسکن دولتی، مقررات‌زدایی، خصوصی‌سازی، برون‌سپاری، رقابت در خدمات عمومی؛ همه و همه توسط متفکر اصلی نئولیبرالیسم یعنی فردریش فون‌هایک و نظرات او ارائه شده‌اند.

    ادامه مطلب...
  • تهیه‌کننده «ماجرای نیمروز» پشت دوربین فیلم مستند «قالیباف»

    سیدمحمود رضوی تهیه‌کننده سینما، مستند تبلیغاتی «قالیباف» را می‌سازد.

    ادامه مطلب...
  • جریمه هر ساعت تردد بدون طرح ترافیک

    رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس راهور گفت: رانندگان به ازای هر ساعت تردد بدون مجوز طرح ترافیک در محدوده طرح، ۲۰ هزار تومان جریمه می‌شوند.

    ادامه مطلب...