نئولیبرالیسم، انسانیت انسان را خدشه‌دار کرد

دوشنبه, 04 ارديبهشت 1396 ساعت 19:56

کاهش مالیات‌های عظیم ثروتمندان، خرد کردن اتحادیه‌های کارگری، کاهش مسکن دولتی، مقررات‌زدایی، خصوصی‌سازی، برون‌سپاری، رقابت در خدمات عمومی؛ همه و همه توسط متفکر اصلی نئولیبرالیسم یعنی فردریش فون‌هایک و نظرات او ارائه شده‌اند.

اینفوفرهنگ – سرویس فرهنگی

جورج مون بیوت، نویسنده ی کتاب های پرفروش: وحشی سازی مجدد زمین، دریا و انسان؛ عصر رضایت بشریت؛ مانیفستی برای نظم نوین جهانی و چندین کتاب دیگر است. آخرین کتاب او با عنوان چه طور زندگی ما این چنین به کثافت کشیده شد: سیاست، نابرابری و طبیعت نیز منتشر شده است. مون بیت در مقاله ای با عنوان" Neoliberalism: the deep story that lies beneath Donald Trump’s triumph " در مجله ی گاردین به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه شبکه ای قدرتمند از نظریه پردازان انتخاب مردم را نابود می کنند و اعتقادات و باورهای سیاسی مردم را ویران می کنند. آنچه می خوانید ترجمه این مقاله توسط ساجده مقدمی است که در خبرگزاری فارس منتشر می شود.

پیروزی ترامپ، ادامه راهی که تاچر آغاز کرد

مون بیت مقاله خود را این چنین آغاز می کند: «انتخاب ترامپ را باید دنباله رویدادهایی دانست که از سال 1975 در انگلستان آغاز شدند. چند ماه بعد از انتخاب مارگارت تاچر به عنوان رهبر محافظه کاران، یکی از همکارانش ایده مرکزی محافظه کاران انگلیس را این چنین توضیح می دهد: تاچر در جمع محافظه کاران کاملا به صورت ناگهانی کیفش را باز کرد و کتابی که گوشه ی یک صفحه اش تا خورده بود را بیرون آورد و روی میز محکم کوبید و گفت: این کتاب بیانگر عقاید ماست. از همین زمان بود که انقلابی سیاسی آغاز شد که تمام جهان را درنوردید. آن کتاب نظام نامه ی آزادی فردریک هایک بود. انتشار این کتاب در سال 1960 فلسفه ی نئولیبرالیسم راآشکار کرد. این فلسفه رقابت را ویژگی مشخص روابط انسانی می دید. از این دیدگاه بازار باید سلسله مراتبی طبیعی از برندگان و بازندگان ایجاد کند و سیستمی را از طریق برنامه ریزی و طراحی خلق کند که تاکنون سابقه نداشته است و مسلما در این میان هر چیزی که مانع روند تولید شود مانند مالیات های چشمگیر، قانون و مقررات، فعالیت اتحادیه و یا شرط و شروط های دولتی، ضد تولید به حساب می آید. در این سیستم است که کارآفرینان بدون محدودیت، تدریجا ثروت و دارایی زیادی را در جامعه ایجاد می کنند که تمامی اعضا جامعه از آن متنفع می شوند.»

مولتی میلیاردرها؛ حامیان نئولیبرالیسم

مون بیت تصریح می کند که «به هر صورت تصور اولیه از نئولیبرالیسم این چنین بود اما زمانی که هایک کتاب نظام نامه آزادی را نوشت؛ شبکه لابی‌گران و متفکرانی که او ایجاد کرده بود، توسط مولتی میلیاردهایی حمایت می شدند که دکترین هایک را به عنوان مدافع خودشان در برابر دموکراسی می دیدند. البته در این میان نمی توان گفت که تمامی جنبه های برنامه نئولیبرالیسم منافع این گروه را ارتقا می داد.

هایک کتابش را با محدودترین تعریف از آزادی شروع کرد. آزادی چیزی نیست جز فقدان اجبار. او مفاهیمی هم چون آزادی سیاسی، حقوق جهانی، برابری بشریت و توزیع ثروت را نپذیرفت. چرا که چنین مفاهیمی رفتار ثروتمندان و توانگران جامعه را محدود می کنند و با اجبار در آزادی مطلق این افراد ورود پیدا می کنند. در مقابل از نظر هایک دموکراسی یک ارزش نهایی و مطلق نیست. در واقع آزادی بستگی دارد به بازداشتن اکثریت از تصمیم گیری در مسیری که سیاست‌مداران و جامعه تصمیم‌گیری می‌کنند.»

ثروتمندان نیز باید آزاد باشند تا ....

از نظر مون بیت، هایک این موقعیت را با روایتی قهرمانانه از ثروتی هنگفت توصیف و توجیه می کند. «هایک تمامی نخبگان اقتصادی را در کنار هم قرار می دهد. نخبگانی که ثروت خود را با سردمداران علمی و فلسفی جدیدی در مسیری نو خرج می کنند. هم چنان که فیلسوفانی سیاسی باید برای تفکر آزاد باشند تا بتوانند نظریاتی غیرقابل تصور ارائه کنند؛ ثروتمندان نیز باید آزاد باشند تا کارهایی نشدنی و دست نیافتنی برای عامه را بدون محدودیت منافع عمومی یا افکار عمومی انجام دهند و هیچ فشار بر خود احساس نکنند.»

تعجبی نیست اگر هایک، برنده نوبل اقتصاد است!

«هایک ثروتمندان جامعه را پیشاهنگانی می داند که سبک جدیدی از زندگی را تجربه می کنند. چنین ثروتمندانی مسیرهایی جدید را به عامه مردم نشان می دهند و در جامعه جار می زنند و مردم هم بی خبر از همه جا، با دیدن جذابیت های زندگی اینان دنباله روی آنها می شوند. مسیر پیشرفت جامعه در گرو این افراد مستقل است تا مقداری که می خواهند و بدون محدودیت پول دربیاورند و در هر مسیری که می خواهند؛ خرج کنند. این ثروتمندان و سبک زندگی آنان هم مفید و هم خوب است چراکه از نابرابری بر می خیزد. هیچ ارتباطی نباید بین شایستگی و پاداش و درآمد ناشی از کار با درآمد بدون کار وجود داشته باشد. ثروت ناشی از ارث از ثروتی که با پس انداز و اندوخته خود شخص باشد بسیار کارآمدتر است. "بیکاران ثروتمندی" که برای امرار معاش نیاز به کار ندارند؛ به راحتی می توانند خود را به اثرگذاری بر" سلایق، علایق، نظرات و اندیشه های کل جامعه" اختصاص دهند. حتی زمانی که به نظر می آید؛ پول و ثروت خود را بی هدف خرج می کنند؛ آنها در حال نمایش خود به عنوان پیشتازان جامعه هستند.»

مون‌بیوت، در تشریح عقاید هایک می‌نویسد: «هایک با امتیازات انحصاری مخالفت نرم تر و با اتحادیه های کارگری مخالفت سفت و سخت تری می کرد. او مالیات های تصاعدی و تلاش دولت ها برای بهبود رفاه عمومی شهروندان را به باد انتقاد می گرفت و با اصرار سیستم خدمات درمانی رایگان برای همه و حفاظت از منابع طبیعی را رد می کرد. در این صورت اصلا جای تعجب ندارد که او برنده جایزه نوبل اقتصادی شده است!»

هم آوازی سرمایه داران بزرگ با سروده های هایک

نویسنده در ادامه بیان می کند که «از آن زمان که تاچر کتاب هایک را روی میز کوبید؛ اندیشه ها و نظرات هایک بسیار گسترده شده اند و در دو طرف اقیانوس اطلس رواج یافته است. متفکران و نظریه پردازان و اندیشمندان بسیاری نظرات او را دنبال کرده و بسیاری از ثروتمندان و شرکتها در زمینه نظرات او سرمایه گذاری کرده اند: از جمله دوپانت، جنرال الکتریک ، شرکت کورز دم، چارلز کخ، ریچارد ملون اسکایف، لارنس فرتینگ، صندوق ولکر ویلیام و بنیاد ارهارت. ثروتمندان به خوبی متوجه شده اند که برای مشاهده اثری قابل توجه و چشمگیر در زمینه ی قتصاد و البته متناسب با منافع خودشان باید با سروده های هایک به خوبی هم صدا شوند و حتی بر روی آن سرمایه گذاری کنند تا نتیجه بخش باشد.»

از نظر مون‌بیوت «تاچریسم و ریگانیسم نه ایدئولوژی های قائم به ذات و متکی به خود بلکه تنها چهره هایی از نئولیبرالیسم بودند. کاهش مالیات های عظیم ثروتمندان، خرد کردن اتحادیه های کارگری، کاهش مسکن دولتی، مقررات زدایی، خصوصی‌سازی، برون سپاری، رقابت در خدمات عمومی؛ همه و همه توسط هایک و نظرات او ارائه شده اند؟ نتیجه چنین فرآیندی در ابتدا عدم تلاش برای توانمندسازی مردم عادی و سپس محرومیت آنان از حقوق شان است. اگر ایدئولوژی غالب تغییر درآمدهای اجتماعی و اصلاحات اجتماعی را متوقف کند دیگر به رأی دهندگان پاسخ‌گو نخواهد بود. سیاست به زندگی مردم نامربوط خواهد بود و این مباحث تنها به وراجی های نخبگان از راه دور تقلیل پیدا می کند. محرومیت در چنین جامعه ای تبدیل به افکار ضدسیاسی تند می‌شود که حقایق و استدلال‌های اصلی با شعارها، نمادها و احساسات جایگزین می شوند. در این میان می توان گفت ترامپ باعث باخت قرعه هیلاری کلینتون در انتخابات نبود بلکه شوهرش بود.»

هایک امثال ترامپ را می‌پرستید

نویسنده گاردین ادامه می‌دهد: «نتیجه متناقض اینجا خود را به خوبی نشان می دهد که واکنش شدید در برابر نئولیبرالیسمی که انتخاب مردم را نابود می کند؛ به ریاست رسیدن کسی چون ترامپ است که هایک او را می پرستید. از آن جایی که ترامپ هیچ سیاست منسجمی ندارد؛ نمی توان او را یک لیبرال کلاسیک به حساب آورد. اما او را می توان نماینده تام و تمامی از استقلال هایک، متنفع از ثروث موروثی، مقید نبودن به اخلاق مرسوم دانست. مسلما در این میان کسی که تمایلات و برتری های خود را با بزرگنمایی نشان دهد؛ مسیر جدیدی ایجاد می کند که سایرین از او پیروی خواهند کرد. در حال حاضر اتاق فکر نئولیبرال ها به این مرد پست و تو خالی هجوم آورده اند و این ظرف تهی در انتظار پر شدن با تفکرات کسانی است که دقیقا می دانند چه می خواهند. نتیجه محتمل چنین ائتلافی ویرانی و انهدام باقی مانده های نجابت ماست.»

روایتگران داستان نئولیبرالیسم؛ گردانندگان کنونی جهان

این پژوهشگر در نهایت نتیجه گیری می کند که «کسانی که روایتگر داستان نئولیبرالیسم بودند؛ اداره جهان را به دست گرفتند و در چنین اوضاعی سیاست ها با فقدان روایت های رقیب شکست خوردند. وظیفه ی کلیدی در حال حاضر این است که داستان جدیدی از انسانیت در قرن 21 بیان کنیم. داستانی که برای رأی دهندگان به ترامپ و حامیان کلینتون، برنی ساندرز و یا جرمی کوربین قطعا جذاب خواهد بود.

تنها تعداد کمی از ما روی این موضوع کار کرده اند و آینده داستان را می دانند. شاید برای نتیجه گیری و بیان ته داستان کمی زود باشد. اما همان طور که عصب شناسان و روان شناسان به خوبی این موضوع را روشن کرده اند؛ نقطه ی تمایز انسان با سایر حیوانات در اجتماعی بودن و خودخواه نبودن است. در حالی که نئولیبرالیسم با اتمیزه و خودشیفته کردن انسانها، طبیعت بشریت را خدشه دار می کند و ماهیت انسانی آنها را زیر سوال می برد. هایک به ما گفت که ما که هستیم و باید چه بکنیم. اما اولین قدم ما باید اصلاح خود و ادعای مجدد انسان بودن است.»

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

جدیدترین اخبار

  • فقدان الگوی مناسب؛ عامل جنایات مجازی

    اینفوفرهنگ فاطمه بهروز فخر: این روزها اگر خبرهای داغ فضای مجازی یا تیتر یک روزنامه‌ها را دنبال کنیم، با اتفاق غم‌انگیزی به‌نام خودکشی مواجه می‌شویم. هنوز چند روزی از خبر خودکشی دختر نوجوانی در گوشه‌ای از یک شهر نگذشته است که خیلی‌ها دلیل آن را اعتیادِ این روزهایِ نوجوانان و جوانان به فضای مجازی و در نتیجه‌ی آن گرفتار شدن در تلخی بی‌سرانجام بازی به نام نهنگ آبی می‌دانند.

    خلاء الگو سازی در مدارس

    اگرچه تاثیر بسیاری از جریان‌های شکل‌گرفته در فضای مجازی را در بروز چنین اتفاقاتی نمی‌توان نادیده گرفت، اما پی‌بردن به دلایل چنین اقدامات تلخ و ناگواری در سنین حساس نوجوانی و جوانی، نیازمند تحقیق و پژوهشی جامعه‌شناسانه است تا در نهایت با نگاهی آسیب‌شناسانه برای جلوگیری و پیشگیری از آن تدابیری اندیشیده شود

    مریم نراقی که سال‌ها در حوزه‌ی توانمندسازی زنان آسیب‌دیده فعالیت داشته است، خانواده را اولین الگوی نوجوان می‌داند و معتقد است:«بسیاری از کمبودها و خودکم‌بینی‌های نوجوانان ناشی از رفتارها و الگوهای نادرست خانواده است. وقتی روح نوجوان با محبتی اصیل و خالص که منشا آن در خانواده است روبه‌رو نشود، ناخودآگاه آن را در بیرون از بنیان خانواده که خالی از آسیب نیست، جست‌وجو می‌کند.»

    این مشاور و فعال اجتماعی در ادامه‌ سخنان خود گفت:«بعد از خانواده نیز، مدارس ما نقش و وظیفه‌ خطیری برعهده دارند. اما متاسفانه مدارس و نظام آموزش‌وپرورش ما تنها بر همان روش‌های سنتی و کلیشه‌ای سابق تکیه دارند که نه‌تنها فرصت شناخت خود را به نوجوانان نمی‌دهد، بلکه گاهی نیز باعث شناخت‌های ناقص و اشتباه می‌شوند.»

    وی افزود:«مدرسه و محیط آموزشی باید بستر مناسبی برای رشد و ایجاد فرصت‌هایی برای بروز و بسط استعدادهای نوجوان باشد، زیرا در غیر این‌صورت نوجوان برای شناخت خود و شناساندن خود به دیگران از روش‌هایی نامناسب استفاده می‌کند که گاهی در جامعه با عنوان ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی مواجه می‌شویم.»

    وادی بدون کنترل

    این روزها گسترش فضای مجازی و وسعت ارتباطات از جمله دلایل مهم افزایش ناهنجاری‌ها است. اگرچه نمی‌توان مانع استفاده و بهره‌مندی نوجوانان و جوانان از این فضا و امکانات آن شد، اما باید دانست که استفاده از چنین فضاها و امکاناتی مستلزم هوشیاری و مراقبتی کنترل‌شده است. علاوه بر خانواده‌ها و مسئولیت مهم‌شان در این زمینه، باید مسئولان و سازمان‌های ذی ربط فرهنگی را نیز دخیل دانست. تا وقتی برای نوجوان و جوانان برنامه‌های جایگزین جذابی وجود نداشته باشد، دنیای مجازی هر روز آن‌ها را در خودشان غرق می‌کند. برای مثال اگر آمارها و مصادیق نشان می‌دهند که سن بلوغ در نوجوانان کاهش پیدا کرده است و آن‌ها به تماشای فیلم‌ها و برنامه‌های جنسی متمایل‌تر شده‌اند، باید پرسید برای جایگزینی و دور کردن آن‌ها از چنین فضایی، چه تدابیری اندیشیده و چه برنامه‌هایی جایگزین شده است؟

    باید بدانیم که افزایش ناهنجاری‌ها و اتفاقات تلخی که تیتر اول روزنامه‌ها می‌شوند، متوجه تمام افراد جامعه است و همه علاوه بر آنکه بر بروز آن دخیل هستیم اما می‌توانیم با بهره‌گیری از روان‌شناسان، جامعه‌شناسان و حتی قشر دانشگاهی و فرهنگی که داعیه‌دار دغدغه‌های ارزشی و مذهبی هستند با داشتن برنامه‌ای جامع در جهت سالم‌سازی فضای فراغتی نوجوانان گام برداریم و چهارچوب فکری و روحی این قشر را که سرمایه‌های جامعه هستند، سالم نگاه داریم.

  • تریبون انقلابی؛چشم انتظار تحول

    اینفوفرهنگ - نفیسه زارعی:روزهای تب و تاب انقلاب و درست در زمان مواجه جریانهای ضدونقیض­ های سیاسی که گاهی به واسطه تحرکاتشان، بیم فروپاشی نظام‌نوپا را به ذهن نزدیک می­کردند، یکی از کاربردی­ترین ابزار در ایجاد مفاهمه مشترک از ارزش­های این نظام، رسانه ه­ای مردمی و زنده به نام نماز جمعه بود.

    بزرگترین نمود تشیع انقلابی در روزهای دهه شصت و در دانشگاه تهران نمود پیدا می­کرد، وقتی جمعیتی به هم­ فشرده تنگاتنگ هم در صف­ های نماز می­ ایستادند و خطیب با حرارت جریان­­ شناسی سیاسی و عبادی را برای ایشان تبیین می­کرد.از همین جا بود که ماشین ترور مجاهدین خلق فعالانه برای تخریب نماز جمعه و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم انقلابی که صبح­ های جمعه سجاده به دست به محل اقامه نماز می­ آمدند، کارش را آغاز کرد و این به معنای بُرد بالای نماز جمعه در ایجاد بصیرت، وحدت و حفظ انسجام در نظام اسلامی بود.

    بررسی سیر عملکرد تریبون نماز جمعه در دهه­ های گوناگون انقلاب چه در روزهای خطبه­ های آتشین رهبر معظم انقلاب و یا خطابه­ های حجت­الاسلام هاشمی رفسنجانی به عنوان امام جمعه ه­ای که تا پیش از فتنه 88، یکی از مؤثرترین خطیبان جمعه بود و حتی امروز که دیگر محل اقامه نماز برای رعایت کیفیت حال نمازگزاران بنا به فصول گوناگون تغییر می­کند، نشان از انفعال نسبی آن دارد. انفعالی که حالا منجر شده تا قشر جوان کمتر خود را موظف به حضور در نماز بدانند.

    البته نمازهای جمعه ه­ایی مثل نمازهایی که به امامت رهبر انقلاب اقامه می­شود از این قاعده مستثنی است؛ زیرا ویژگی عمده پویایی و مسائل مطروحه در خلال این نمازهای خاص عاملی برای جذب همه اقشار به حساب می­آید. نگاه به این عملکرد ضرورت تغییراتی را در سیاست‌گذاری­ های خرد و کلان ستاد نماز جمعه به ذهن نزدیک می­کند؛ ستادی که باید از شائبه­ های جریانات سیاسی چپ و راست به دور باشد و در فضای انقلاب تصمیم­گیری نموده و آن را از طریق نماز جمعه به مردم در سراسر کشور منتقل کند و خود در این فضا جریان­ساز و نقش ­آفرین باشد. درست مثل روزهای دهه 60 که جریان­سازی شناخت شبکه نفاق، ایجاد و هدایت جریانات سیاسی و فرهنگی و اموری از این دست در نماز جمعه اتفاق می‌افتاد.

    لزوم جوان­گرایی و ورود اندیشه های جدید که بارها در سطوح مختلف رهبر معظم انقلاب به آن در حوزه­ های گوناگون تأکید داشته­ اند، این‌بار به صورتی جدی در زمینه برگزاری نماز عبادی سیاسی جمعه احساس می­شود. این مسئله از ائمه جماعات تا مخاطبین آن‌ها، یعنی از رأس هرم تا پایین را  دربر می‌گیرد.

    شورای سیاست­گذاری ائمه جماعات با اتخاذ موضعی جوان­گرایانه و درعین حال انقلابی، باید در مسیر تحول گام بردارد، استفاده از علمایی که شیوه ­های جذب جوانان انقلابی را برای جریان­سازی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی می­دانند نظیر آیت‌الله سید محمد مهدی میرباقری، حجت­ الاسلام والمسلمین غلامرضا قاسمیان،حجت‌الاسلام و المسلمین سید علی خمینی و شخصیت­هایی از این دست که با نگاه به مباحث و منابر خاص­شان می­توان به ظرفیت غنی و پربار علمی آن‌ها پی برد و به نوعی شکوفایی اصل مهم کادرسازی به سبک انقلاب اسلامی را در این دهه به عینه مشاهده کرد.

    البته در آن روی سکه جریانات سیاسی خاص، نظیر طیف اصلاحات و وابستگان آن هم در این حوزه ورود کرده‌اند و زمزمه­ های استفاده از شخصیت­هایی که با بررسی عملکرد علمی، فرهنگی و سیاسی­ شان عدم اقبال عمومی و به­ویژه نسل جوان به آن‌ها به چشم می­خورد در این جناح و رسانه­ های مرتبط با آن‌ها روایت­گر عزم جزم ایشان است.

    نکته قابل توجه این است که گزینه ­های مطرح شده از سوی این قشر عمدتا افرادی هستند که ناخودآگاه در جریانات گوناگون برای پرکردن خلأ عدم وجود شخصیت­های کاریزماتیک به آن‌ها متوسل می­شوند و در نهایت در چند بازی اخیر اصلاحات، پرده از روی حقیقت برداشته می­شود که آن‌ها تنها متضمن حیات سیاسی جریانی هستند که در فتنه 88 منزوی شده و بعد از انتخابات 96  علی­رغم امیدهای زیاد به بی­ مهری‌های نسبی دولت اعتدال گرفتار آمدند. از جمله این اشخاص حجت­ السلام سیدحسن خمینی و حجت‌الاسلام علی ­اکبر ناطق نوری هستند که در مقاطعی مثل انتخابات خبرگان رهبری و مانند آن مورد توجه این جناح واقع شدند. نکته دیگر این که باید از این افراد سوال کرد که در این چندین سال کجا بودند و چرا حال که صحبت از جوانگرایی در نماز جمعه است، در صحنه حاضر شده‌اند و هر روز شخصی را به عرصه رسانه میفرستند تا از لزوم حضور این حضرات صحبت کند.

    قطعا استفاده از ظرفیت­های انقلابی، مُقوِم یکی از مهمترین اجتماعات سیاسی عبادی مسلمانان است، اجتماعی که می­توان تاریخ­ساز و تصمیم­ساز  باشد و بر همین اساس در برنامه ­ریزی و سیاست­گذاری با نگاه­های آلوده سیاسی و یا نگاهی منفعلانه از کارکردهای اصلیش کاسته شود.

  • نئولیبرالیسم، انسانیت انسان را خدشه‌دار کرد

    کاهش مالیات‌های عظیم ثروتمندان، خرد کردن اتحادیه‌های کارگری، کاهش مسکن دولتی، مقررات‌زدایی، خصوصی‌سازی، برون‌سپاری، رقابت در خدمات عمومی؛ همه و همه توسط متفکر اصلی نئولیبرالیسم یعنی فردریش فون‌هایک و نظرات او ارائه شده‌اند.

    ادامه مطلب...
  • تهیه‌کننده «ماجرای نیمروز» پشت دوربین فیلم مستند «قالیباف»

    سیدمحمود رضوی تهیه‌کننده سینما، مستند تبلیغاتی «قالیباف» را می‌سازد.

    ادامه مطلب...
  • جریمه هر ساعت تردد بدون طرح ترافیک

    رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس راهور گفت: رانندگان به ازای هر ساعت تردد بدون مجوز طرح ترافیک در محدوده طرح، ۲۰ هزار تومان جریمه می‌شوند.

    ادامه مطلب...